" که ما را برد خانه" - مشق عاشقی
X
تبلیغات
رایتل
" که ما را برد خانه"

داستان درس ماهم شده قصه " حسنی" امروز جمعه درست وقتی استاد درس را شروع کرد . کارگر ها هم شروع به کار وبرش سنگ کردند ... و چه سرو صدای . استاد که یک کمی تا قسمتی  ... شده بود. گفت : ماها که بلی اما این بنده خدا ها دیگه چرا؟

خلاصه نتوانستیم با کارگر ها کنار بیاییم . لذا همه صندلی ها را رها کرده و دور استاد جمع شدیم . درس بی درس! صحبت از همه جا شد...  عمده ترین سووالی  که از سوی استاد مطرح شد این بود: چرا جوامع اسلامی این همه مشکل دارد ؟ نقص از دین است ویا از مسلمین ... جواب ها متفاوت بود ... از جمله جوابی که بنده هم روی آن اسرار داشتم ، مشکل از مسلمین است نه دین و اگر به دستورات این دین درست عمل شود هیچ مشکلی  بوجود نمی آید. استاد خواهان دلیل برای ادعایم بود و می گفت که دوستان خود را قانع کن ، من کاری ندارم .

بنده غافل که انتظار چنین بحث شدیدی را نداشتم حسابی  به هن وهن افتاده بودم  . یکی از دوستان  یک کمی روان شناسی خونده و حالا بعد از دوسال فهمیده علاقه ندارد و در این بحث موضع مخالف مرا داشت و تمام استدلال هاش بوی روان شناسی می داد و من با همین حربه که برخی از مسلمین فقط یک جنبه اسلام را گرفته و نه همه جوانب آن را ویا حکام ؛ اسلام را وسیله برای دوام حومت خویش ساخته اند، ظاهرا سرو ته قضیه را جمع کردیم .

خودمانیم ،  الان 12 ساعت است که این مسئله ذهن منو به خودش مشغول کرده ، برای رهای وآلایش اسلام اصل از اسلام نا اصل وتقلبی چه کار باید کرد ، چگونه اعتماد های از دست رفته را دو باره جلب کرد و به این همه سووالات  مطرح شده   چگونه باید جواب داد؟

تا آن جای که من می دانم ، این دین هیچ مشکلی ندارد . اما چرا جوامع اسلامی این همه مشکل دارد . چرا به سووالات ایجاد شده جواب داده نمی شود ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟