آزادگـى و اسـتـقـلال فکرى - مشق عاشقی
X
تبلیغات
رایتل
آزادگـى و اسـتـقـلال فکرى

آزادگـى و اسـتـقـلال فکرى


عـقل ، اندیشه و تصمیم گیرى از ویژگیهاى انسان است که او را از سایر موجودات ، متمایز مى سـازد. حـرّیـت ، آزادى ، آزادانـدیـشـى ، اسـتـقـلال و واژگـانـى از ایـن قـبـیـل ، در قـامـوس زنـدگى آدمى ، جایگاهى ویژه دارد و مى توان گفت : انسانیت او فرایند چنین فـضـیـلتهایى است ؛ آن که تن به بردگى مى سپارد، زندگى را بر خویش ، تلخ کرده و آن که قدرت اندیشیدن را نادیده مى گیرد، بر انسانیتش خط بطلان کشیده است .
اصالت آزادى و آزادگى
انـسـان مـاهـیـتى دوگانه دارد؛ نیمى خاکى و نیمى افلاکى ، نخست را ( جسم ) گوییم که باید ( آزادى ) داشـتـه بـاشـد و دیـگـرى ( روح ) اسـت کـه بـاید از ( آزادگى ) برخوردار باشد وگـرنـه ، بـرده ، بـى اراده ، سـفـله و بـى ارزش اسـت . ایـن دو خـصـلت ، لازم و ملزوم یکدیگر نیستند، ممکن است تن ، برده باشد و روح آزاده یا تن ، آزاد باشد و روح فاقد آزادگى .
از دیـدگـاه اسـلام ، آزادى و آزادگـى ، هـمـزاد یـکـدیـگـرنـد و انـسـان در اصل هم آزاد است و هم آزاده و این ، ستم خود یا دیگران است که او را به بردگى و بى ارادگى سوق مى دهد و تن یا فکرش را به زنجیر مى کشد. سرور آزاد مردان ، امیر مؤ منان علیه السلام ، در این باره دو سخن نغز دارد: ( اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ ادَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لا اَمَةً وَ اِنَّ النّاسَ کُلُّهُمْ اَحْرارٌ)
 1
اى مردم از حضرت آدم ، مرد یا زنِ برده متولد نشده است و همه مردم ، آزادند.
( لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ فَقَدْ جَعَلَکَ اللّهُ حُرّاً)
 2
بنده دیگرى نباش که خدا تو را آزاد آفریده است .
ویژگى پیامبران
هـمـه فـرسـتـادگـان الهـى ـ بـدون اسـتـثـنـا ـ احـیـاگرانى بودند که با دریافت وحى ، وضع نـابـسـامـان زمـان خـویـش را تـغـیـیـر دادنـد و جـامـعـه را از جـهـل و بـدبـخـتـى نـجـات بـخـشـیـدنـد. چـنـیـن کـارى جـز در سـایـه روحـیـه آزادگـى و اسـتـقلال فکرى آنان ، امکان پذیر نبود. آنان بدون وابستگى به قطبهاى قدرت و خداوندگان زر و زور و تزویر، در کمال رشادت و آزادگى ، آنچه را از طریق وحى ، دریافت مى کردند، در جـامـعـه انتشار مى دادند و به کار مى بستند و هرگز تحت تاءثیر غوغا سالارى ، جنگ روانى و جو سازى نا بخردان و زورمداران قرار نمى گرفتند و راز موفقیت و جاودانگى آنان نیز در همین نکته ، نهفته است .
تـا کـسـى انـدیـشـه خـویـش را سـامـان نـبـخـشـد و کـشـور دل را مستقل نسازد، امکان ندارد بتواند استقلال و آزادى را به ارمغان آورد و ملّت و کشورى را آزاده و مـسـتـقـل سـازد. اهـمـیـّت ایـن موضوع آنگاه روشنتر مى شود که بدانیم ، همه جبهه هایى که در بـرابـر پـیـامـبـران گـشـوده مـى شـد، تـلاش مـى کـردنـد، نـخـسـت ، روحـیـه اسـتـقـلال طـلبـى آنـان را خـدشـه دار کنند و سپس شیرازه نهضتشان را از هم بپاشند. از این رو، پیامبران را بر سر دو راهى ذلّت و وابستگى ، و اخراج و آزار و کشتار مخیّر مى ساختند: ( وَ قـالَ الَّذیـنَ کـَفـَروُا لِرُسـُلِهـِمْ لَنـُخـْرِجـَنَّکـُمْ مـِنْ اَرْضـِنـا اَوْ لَتـَعـُودُنَّ فـى مِلَّتِنا...)
 3
کـافـران بـه پـیـامـبرانشان گفتند: یا از سرزمین خویش اخراجتان مى کنیم ، یا باید به آیین ما بازگردید.
مستکبران نیز چنین پیشنهادى را با فرستادگان الهى مطرح مى کردند: ( قـالَ الْمـَلاَُ الَّذیـنَ اسـْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِنُخْرِجَنَّکَ یا شُعَیْبُ وَالَّذینَ امَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیَتِنا اَوْ لَتَعُودُنَّ فى مِلَّتِنا...)
 4
اشـراف بـرتـرى جـوى قـوم او گـفتند: اى شعیب ، به یقین ، تو و کسانى را که به تو ایمان آورده اند، از دیار خود، بیرون خواهیم کرد یا به آیین ما باز گردید.
ایـن تـوهـّم نـابـخـردانـه از سـوى دشـمـنـان اسـلام نـیـز دنبال مى شد و قرآن مجید به پیامبر اسلام صلّى الله علیه وآله چنین هشدار مى دهد: ( وَ لَنْ تـَرْضـى عـَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ اِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبـَعـْتَ اَهـْواءَهـُمْ بـَعـْدَ الَّذى جـاءَکَ مـِنَ الْعـِلْمِ مـا لَکَ مـِنَ اللّهِ مـِنْ وَلِی وَ لا نَصیرٍ)
 5
هـرگـز یـهود و نصارا از تو خشنود نخواهند شد تا از آیین آنها پیروى کنى (و از آیین خود دست بـشـویـى ، در پـاسـخ ایـن خـواسـتـه آنـان ) بگو: هدایت ، تنها هدایت الهى است و اگر از هوا و هـوسـهـاى آنـان پـیـروى کنى ، بعد از آنکه آگاه شده اى ، هیچ سرپرست و یاورى از سوى خدا نخواهى داشت .
روشـن اسـت کـه سـفـیـران ارجـمـنـد الهـى و مـؤ مـنان راستین و انقلابى ، همواره راه سرافرازى و آزادگـى را بـرمـى گزیدند و هرگز تسلیم خواست ابلهانه دشمن نمى شدند و با رشادت مى گفتند:
( قـالُوا لَنْ نـُؤْثـِرَکَ عـَلى مـا جـاءَنـا مـِنَ الْبـَیِّنـاتِ وَالَّذى فـَطـَرَنـا فـَاقـْضِ مـا اَنـْتـَ قاضٍ...)
 6
(سـاحران که به موسى ایمان آوردند، به فرعون ) گفتند: سوگند به کسى که ما را آفریده ، هـرگـز تـو را بر دلایل روشنى که براى ما آمده ، ترجیح نخواهیم داد، پس ‍ هر چه مى خواهى انجام ده .
ضرورت استقلال فکرى
تـعـدد مـکـاتـب ، مـرزبـنـدى کـشـورهـا و فـراوانـى مـلّتـهـا ـ صـرف نـظـر از حـق یـا بـاطـل بـودن آنـهـا ـ چـیـزى جـز نـتـیـجـه اسـتـقـلال آنـهـا نـیـسـت کـه آن هـم از استقلال فکرى آنها سرچشمه گرفته است .
اسـلام و مـسـلمـانـان نـیـز بـه هـمـان دلیـل کـه بـا مـذاهـب و مـلل دیـگـر تـفـاوت مـاهـوى دارنـد، تـولّدشـان تـواءم بـا اسـتـقـلال بـوده و وجـودشـان بـا آن تـداوم مـى یـابـد. از ایـن رو، قـرآن مـجـیـد بـا صراحت به پـیـامـبـرصـلى الله عـلیـه و آله گـوشـزد مـى کـنـد کـه بـه هـیچ عنوان نباید روحیه آزادگى و استقلال خویش را از کف بدهد و پیرو دیگران بشود: ( ... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ اِنَّکَ اِذاً لَمِنَ الظّالِمینَ)
 7
اگـر ـ پـس از دانـشى که (از سوى خدا) دریافت کرده اى ـ از هوسهاى آنان پیروى کنى ؛ در این صورت ، بدون شک در زمره ستمگران خواهى بود.
همچنین به عموم مردم مى فرماید: ( ... وَ لا تـَتَّبـِعـُوا اَهـْواءَ قـَوْمٍ قـَدْ ضـَلُّوا مـِنْ قـَبـْلُ وَ اَضـَلُّوا کـَثـیـراً وَ ضـَلُّوا عـَنْ سـَواءِ السَّبیلِ)
 8
از هـوسـهـاى جـمـعـیـتى که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروى نکنید.
رهـبـران و پیروان واقعى اسلام ، در هر شرایطى ، موظّفند از اندیشه ناب توحیدى ـ که غنى و پـربـار اسـت و هـیـچ نـیـازى بـه دیـگـران نـدارد ـ پـیـروى کـنند و ضمن ترویج و تبلیغ آن ، دسـتـخـوش عـقـایـد و نـظریات بیمارِ زورمداران و جهانخواران زرپرست نگردند و با شعارها و شگردهاى پوشالى آنان ، صحنه هاى سیاسى و میدانهاى مبارزه را ترک نکنند و با اتّکاى به خـداونـد از هـیـچ قدرتى نهراسند. قرآن مجید به رهبر عزیز اسلام و مسلمانان رهنمود مى دهد که نخست ، با صلابت و آزاد منشى ، اندیشه صائب و ناب توحیدى را اعلام دارند: ( قُلْ هذِهِ سَبیلى اَدْعُوا اِلَى اللّهِ عَلى بَصیرَةٍ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنى ...)
 9
بگو، این راه من است ، من و پیروانم با بصیرت کامل (جهانیان را) به سوى خدا دعوت مى کنیم .
آنـگـاه در مرحله عمل و اقدام ، تنها از مکتب حق و حیاتبخش خود پیروى کنند و سخن هیچ کس دیگر را گوش ندهند.
( اِتَّبِعُوا ما اُنْزِلَ اِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ اَوْلِیاءَ...)
 10
آنـچـه را کـه از سـوى پـروردگـارتـان بـه سـویـتـان فـرود آمـده پـیـروى کـنـیـد و جز خدا از سرپرستان دیگر پیروى نکنید.
بـر ایـن اسـاس ، تـنـهـا راه اسـتـقـلال فکرى و حفظ روحیه آزادگى ، پیروى دقیق و آگاهانه از انـدیـشـه اصـیـل اسـلامـى اسـت ، در ایـن صـورت ، مـسـلمـانـان تـوان آن را دارنـد کـه اسـتـقلال سیاسى ، نظامى ، اقتصادى ، فرهنگى و مانند آن را حفظ کنند و اگر خداى ناکرده ، از مـعـارف و دستورات الهى فاصله بگیرند استقلال روحى و آزادى فکرى خویش را از دست خواهند داد و در نـتـیـجـه سـیـاسـت ، اقـتـصـاد و فـرهـنـگ آنـان دچـار تزلزل خواهد شد و آن چیزى است که مسلمانان واقعى ، هرگز بدان ، تن نخواهند داد. به تعبیر امام صادق سلام الله علیه : ( اِنَّ الْمـُؤْمِنَ اَشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَدیدِ، اِنَّ الْحَدیدَ اِذا دَخَلَ النّارَ لانَ وَ اِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ وَ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ یَتَغَیَّرْ قَلْبُهُ)
 11
هـمـانا مؤ من از آهن پاره ، سخت تر است ؛ آهن وقتى در آتش بیفتد، نرم مى گردد، ولى مؤ من اگر کشته شود و زنده شود، باز هم کشته شود... قلبش (و فکر و روحش ) دگرگون نمى شود.
آفتـها
چـنـان کـه یـاد شـد، مـهـمـترین عامل انحطاط و نابودى ملّتها و یکى از اهداف استراتژیک دشمنان انـسـانیت ، خدشه دار شدن استقلال روحى مردم ـ بویژه مسلمانان ـ است ، زیرا حرّیت و آزادمنشى ، سدّ آهنینى است که مانع هرگونه تجاوز و ستمگرى و ضامن بقاى جامعه هاست ، این مانعِ سترگ ممکن است از آفتهاى زیر آسیب ببیند، که یا به خودى خود و یا با دستهاى پیدا و پنهانِ دشمن ، گریبانگیر سیاستمداران اسلامى مى شود:
الف ـ شهوت پرستى
غـریـزه شـهـوت ، ودیـعـه اى الهـى اسـت کـه دسـت پـرقـدرت آفـریـنـش ، آن را بـراى بـقـاى نسل ، تحکیم خانواده ، مودّت و رحمت و... در درون آدمى ، تعبیه نموده و با برنامه اى حساب شده بـه تـعـدیـل و تـربـیـت آن پـرداخـتـه اسـت ... ایـن عـامـل نـیـرومـنـد اگـر کـنـتـرل و هـدایـت نشود و به افراط گراید، مفاسد بى شمارى براى فرد و جامعه به بار مى آورد کـه از کـف دادن روح آزادگـى و انـحـراف سیاسى از جمله آنهاست . قرآن مجید بر این واقعیت تصریح دارد و مى فرماید: ( ... یُریدُ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ اَنْ تَمیلُوا مَیْلاً عَظیماً) 12
شهوت پرستان مى خواهند شما بکلّى منحرف شوید.
ایـن انـحـراف و رویگردانى از حق ، به وسیله پیروى از شهوات و هتک محرّمات الهى صورت مى پذیرد.
13
تـجـربـه نـیـز نـشـان داده اسـت که هرگاه رجال سیاست و مردان رزم و دیگران ، در برابر جنس مـخـالف زانـو زده انـد، اسـتـقـلال و عـزّت خود را از کف داده اند و آزادگى را در برابر شهوت ، قـربـانـى کـرده انـد و خـوارى و رسـوایـى ابـدى نـصـیبشان گشته است . امروزه نیز قدرتهاى اسـتـکـبـارى بـراى مقاصد شوم خویش ، جنس مخالف را به کار مى گیرند و با استخدام زنان و دخـتـران بـه جـاسـوسـى سـیـاسـى ، عـلمـى ، نـظامى و اطلاعاتى ، خرید دولتمردان ، انحراف سیاستمداران و... مبادرت مى ورزند.
ایـن حـربـه از دیـرباز نیز در دستگاه جبّاران مطرح بوده است ، چنان که هارون الرشید ـ خلیفه سـتـمـگـر عباسى ـ براى شکستن مقاومت و استقلال شخصیّت موسى بن جعفر علیه السلام ، بدان متوسل شد و ناکام ماند.
14
ب ـ ثروت اندوزى
رذیـله مـال پـرسـتـى نـیز سهم بزرگى در اسارت و بردگى افراد و ملّتها دارد و در روایات اسـلامـى ، ریـشه همه زشتیها شمرده شده است .
14 دنیا طلبى پدیده شومى است که چـشـم دل و گـوشِ وجـدان را کـور و کـر مـى کـنـد و خـرد آدمـى را بـه تباهى مى کشد و حریّت و آزادمردى او را سلب مى کند. امام على علیه السلام در تشبیهى زیبا و واقع بینانه مى فرماید: ( اَلا حـُرُّ یـَدَعُ هـذِهِ اللُّمـاظـَةَ لاَِهـْلِهـا اِنَّهُ لَیـْسَ لاَِنـْفـُسـِکـُمْ ثـَمـَنٌ اِلا الْجـَنَّةَ فـَلا تـَبـیـعـُوهـا اِلاّ بِها)  15
آیـا آزاد مـردى نـیـسـت کـه ایـن ذرّه غـذاى لاى دنـدان مـانده (دنیا) را به اهلش واگذارد؟ براى شما بهایى جز بهشت نیست ، پس خود را به غیر آن نفروشید.
دنیا دوستى با آزادگى ، نسبت معکوس دارد، هر چه آن قویتر گردد، این ضعیفتر مى شود و رشد این خصلت ناپسند سبب مى شود که انسان از اوج آزادگى به کنج ذلّت و وابستگى سقوط کند و بـه جـاى اسـتقلال و سرافرازى ، نکبت و ننگ براى ملّت خویش به ارمغان آورد، همان گونه که بـرخـى از فـرمـاندهان لشکر امام حسن مجتبى علیه السلام با دریافت مبالغ هنگفتى از معاویه ، امام خویش را تنها گذاشتند، روحیه نیروها را متزلزل کردند و سبب تقویت جبهه نفاق علیه اسلام اصیل گردیدند.
16
ج ـ جاه طلبى
قـدرت طـلبى و مقام پرستى سوّمین دامى است که در کمین آزادى خواهان است و اگر از آن برحذر نـبـاشـنـد، گـرفـتـار خـواهند شد. مسلمانان واقعى و سیاستمدارانِ باخدا، پُست و ریاست را امانت الهـى و سـبـب امـتـحان و آزمایش مى دانند و ضمن دقّت و حسّاسیت در کار، بیم آن دارند که از عهده مـسـؤ ولیـت خـویـش بـرنـیایند و در برابر مردم و خدا شرمگین شوند. آنان ، در هر رده اى ، مسؤ ولیـت را بـراى پـیـشـرفـت و تـرقـّى جـامـعـه اسـلامـى مـى پـذیـرنـد و بـا یـقـیـن بـه زوال هر پُست و مقامى ، به آن دل نمى بندند و در پذیرش و ادامه آن نیز روحیه آزادگى خود را حـفـظ مـى کـنند و سرافرازى ابدى را به ریاست چند روزه نمى فروشند و از پیامبرصلى الله عـلیـه و آله و عـلى عـلیـه السـلام الگـو مـى گیرند. در اینجا با ذکر نمونه اى از آزادگى آن بزرگان ، این بخش را به پایان مى بریم .
کـفـّار قـریـش بـه ابـوطـالب چـنـیـن پـیـشـنـهـاد دادنـد: مـا حـاضـریـم آنـقـدر مال و ثروت به برادرزاده ات ـ حضرت محمد(ص ) ـ بدهیم و او را ثروتمندترین فرد قریش و ریـیـس خـود قـرار دهیم ، به شرطى که از آیین خود دست بردارد و به دین ما درآید! ابوطالب ، پیغام قریش را به رسول اکرم صلّى الله علیه وآله رساند. آن حضرت در پاسخ فرمود: اگـر خـورشـیـد را در دسـت راسـت و مـاه را در دسـت چـپـم بـگـذارنـد، چـنـیـن کـارى نـخـواهـم کرد!
17


1 ـ بحارالانوار ، ج 32 ، ص 133 .
2 ـ بحارالانوار، ج 77 ، ص 228 .
3 ـ ابراهیم (14) ، آیه 13 .
4 ـ اعراف (7) ، آیه 88 .
5 ـ بقره (2) ، آیه 120 .
6 ـ طه (20) ، آیه 72 .
7 ـ بقره (2) ، آیه 145 .
8 ـ مائده (5) ، آیه 77 .
9 ـ یوسف (12) ، آیه 108 .
10 ـ اعراف (7) ، آیه 3 .
11 ـ بحارالانوار ، ج 70 ، ص 178 .
12 ـ نساء (4) ، آیه 27 .
13 ـ تفسیر صافى ، ج 1 ، ص 442 ، مؤ سسه اعلمى ، بیروت .
14 ـ بحارالانوار ، ج 48 ، ص 238 .
15 ـ پیامبر اکرم (ص ) فرمود: ( حُبُّ الدُّنْیا رَاءْسُ کُلِّ خَطیئَةٍ) ، بحار الانوار، ج 51، ص 258 .
16 ـ همان .
17 ـ ر . ک . صلح امام حسن ، ص 191 ـ 192 .