مشق عاشقی

اى که عاشق نئى ، حرامت باد * زندگانى که مى دهى بر باد

مشق عاشقی

اى که عاشق نئى ، حرامت باد * زندگانى که مى دهى بر باد

دود دل

 اى که بر مرکب تازنده سوارى هشدار

که خر خارکش غم زده در آب و گل است

آتش از خانه همسایه درویش مخواه

کانچه از روزن او مى گذرد دود دل است

دیدار یار

 - بسیاری از علما معتقدند که در این زمان نیز، ملاقات با آن ماه منیر امکان دارد و بارها اتّفاق افتاده است. حکایت شرفیابی بزرگانی چون علامه بحرالعلوم، مقدس اردبیلی، سیدبن‌طاووس و مانند آنها معروف و مشهور است و در کتاب‌های بزرگان علما نقل گردیده است.

 - باید توجه داشت که ادّعای ملاقات و دیدار آن حضرت از هر کسی پذیرفته نیست.  در طول مدت غیبت کبری و به ویژه در زمان ما، افرادی با ادّعای ملاقات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در پی جمع کردن مردم و کسب نام و نانی برای خود بوده‌اند و از این راه بسیاری را به گمراهی و انحراف در عقیده و عمل کشانیده اند؛ با توصیه خواندن بعضی دعاها و انجام برخی اعمال که بسیاری از آنها هیچ اصل و اساسی ندارد و با دعوت از مشتاقان دیدار، برای شرکت در جلسه هایی که محتوای قابل قبولی ندارد، وعده دیدار حجّت خدا را می‌دهند و بدینگونه امر ملاقات با آن امام غایب را کاری سهل و در دسترسِ همگان جلوه می‌دهند در حالی که بدون تردید آن حضرت بر طبق اراده پروردگار در غیبت کامل قرار گرفته است و جز برای افرادی انگشت شمار که تنها راه نجات آنها عنایت مستقیم آن مظهر لطف الهی است رخ نمی‌نماید.

 - جان سخن اینکه اگر چه دیدن جمال نورانی امام عصر و سخن گفتن با آن محبوب دلها سعادتی بزرگ است امّا امامان ما و به ویژه حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از شیعیان نخواسته‌اند که در پی دیدار امام زمان خود باشند و برای رسیدن به این مقصود، چلّه نشینی کرده و یا بیابان گردی پیشه کنند؛ بلکه در کلمات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) سفارش فراوان شده است که شیعیان پیوسته به یاد آن حضرت بوده و برای فرج او دعا کنند و در جلب رضای او در گفتار و کردار بکوشند و در راستای اهداف بزرگ او قدم بر دارند تا هر چه زودتر زمینه ظهور آن امید بشریت فراهم گردد و عالم از فیض مستقیم او بهره مند شود.

ادامه مطلب ...

کوتاه ترین وبلند ترین آیه وسوره قرآن

کوته‏ترین آیه قرآن از میان حروف مُقطّعه، «طه» (که به‏صورت طاها تلفظ مى‏شود) در آغاز سوره طه، سوره بیستم است، هم‏چنین «یس» (که به‏صورت یاسین تلفظ مى‏شود) در آغاز سوره یس، سوره سى‏وششم قرآن. باید توجه داشت که «ق»[=قاف‏] در آغاز سوره «ق»، و «ن» [= نون‏] در آغاز سوره قلم، داراى عدد مستقل نیستند؛ یعنى آیه واحدى شمرده نشده‏اند. از حروف مقطعه یا فواتح سُوَر (آغازگر سوره‏ها) گذشته کوتاه‏ترین آیه قرآن مجید «مدهامّتان» است (سوره الرحمن، آیه 64) که معناى آن «دو برگ یا باغ سبز سیه تاب» است. و بلندترین آیه، آیه تداین [= دَین = مداینه‏] (مربوط به لزوم کتابت سند براى وام) است (سوره بقره، آیه 282) که در مصحف مدینه، به کتابت عثمان طه درست یک صفحه پانزده‏سطرى را در برگرفته است (ص 48). هم‏چنین بلندترین سوره قرآن، سوره بقره است (در مصحف به کتابت عثمان طه 48 صفحه است) و کوتاه‏ترین سوره، سوره کوثر است که طول آن فقط یک سطر و نیم است.

هم و غمى جز خدا نیست

این زندگى دنیایى به منزله سرمایه‏اى است که خداوند عنایت نموده که با آن به تجارت بپردازیم و اگر مى‏بیند که با این سرمایه، نفیس‏ترین متاع‏ها را مى‏تواند تهیه کند، در این زمینه سهل انگارى ننموده و بداند که در عالم وجود حتى در وهم، موجودى سودمندتر و نفیس‏تر و کامل‏تر از ذات ذوالجلال نیست، بلکه هیچ نفع و نفاست و جمال و بهاء و شرف وجود و بلکه وجودى جز به او و در او و از او نیست؛ لذا عاقل، هیچ مطلوبى جز حضرت حق، براى خود اختیار نکند و هر چه غیر اوست، اگر هم از جهتى مطلوب آدمى باشد باز مطلوبیتش از ناحیه اوست. و چون عاقل این معنى را دانست و در طلب و جستجوى او بر آمد غیر او را ترک خواهد گفت و هم و همتش را هیچگاه در پى چیزى غیر از او صرف نخواهد کرد و در پى کسب رضاى او بر خواهد آمد که قل الله ثم ذرهم (بگو خدا، سپس هر چه غیر از اوست واگذار) و دیگر عمر را در طلب چیزى غیر از او به هدر نخواهد داد و در پى مشتهیات نفسانى و امور معاش نخواهد بود.

خدمت به خود


خدا همه را موفق کند که براى خود نافع باشید. برنامه اسلام ، براى شما نافع است . خدمتگزار خود باشید، خود را اصلاح کنید خود را تزکیه کنید. خود را تهذیب کنید. با خدا ارتباط پیدا کنید. ارتباط خدا به معنى کناره گیرى از مردم نیست ، بلکه باید کار مردم را براى خدا انجام دهید. معاشرت و کسب براى خدا باشد. اگر با خدا ارتباط پیدا کنید، دیگر رها نمى کنید. همه بدیها به خاطر این است که رابطه برقرار نمى شود. اگر انسان دستگاه توحید را فهمید، اگر فهمید همه چیز در دستگاه خدا هست ، نمى تواند از دستگاه خدا صرف نظر کند.

غدیر تجلى اراده خداوند

غدیر تجلى اراده خداوند

روز عید است و همان به که سلام تو کنیم

مطلع الفجر دل خویش بنام تو کنیم

جانشینى محمد (ص ) به تو فرخنده بود

عهد تجدید، در این بیعت عام تو کنیم

غدیر تجلى اراده خداوند است ، غدیر نقطه تاملى در تاریخ است ، غدیر یک مکان محدود نیست ، غدیر بى منتها و جاودانه است . غدیر روح جهان و انسان است ، غدیر زنجیره تداوم ایمان است ، غدیر لحظه هاى هیجان حیات است ، غدیر شکوه تاریخ است ، غدیر تلاوت آیه هاى رهایى بشر است ، غدیر قدرت اسلام و جانمایه اعتلاى بشریت است ، غدیر فرودگاه موکب مقدس پیامبر خدا و قرارگاه فرماندهى سپاه توحید در کل هستى است ، غدیر نبض حیات و راوى شور و شادمانى و شگفتى و سرور است .

ناگهان پیامبر (ص ) فرمان ایست میدهد. قلبها در سینه ها مى تپد، مردم با هم نجوا میکنند و از یکدیگر میپرسند که چه پیش آمده است ؟ کسى نمیداند! اینک این پیک آسمانى است که بر رسول خدا (ص ) فرود آمده :  یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ، و الله یعصمک من الناس. این کدامین سخن است که میباید بى هیچ درنگ و سستى ، در چنین موقعیتى حساس و در این بیابان ، و در این گرماى توانفرسا، براى جمعیتى که از رنج سفر خسته اند، بیان شود؟ اینجا مسئله فردا مطرح است . مگر میشود که پس از پیامبر، جامعه بدون رهبر بماند؟ مگر میشود که رسالت ، امامت را به دنبال نداشته باشد؟ من کنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه احبب من احبه و ابعضه و انصر من نصره و اخذل من خذله. و بدینگونه زمامدار آینده اسلام ، از سوى آورنده این دین و به فرمان خداى آن به عنوان حاکم سرنوشت جامعه تعیین میشود.چیزى نمیگذرد که دگر باره فرشته وحى فرود میاید و پیامبر (ص ) با زیبایى چنین میخواند: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الا سلام دینا.  الله اکبر، آرى اى مردم ، دین خداوند کامل شد و پرودگار به رسالت من و امامت على خشنود شد، آنگاه در برابر دریاى جمعیت ، شاد از انجام رسالت و امامت على خشنود شد، آنگاه در برابر دریاى جمعیت ، شاد از انجام رسالت الهى از منبر پایین میمید، مردم گروه گروه رهسپار بیعتند، با این اندیشه که این نخستین بار نبود، گر چه بلندترین و رساترین و همگانى ترین بود. پیشتر نیز در نخستین روز اعلام آشکار پیامبرى یوم الانذار خلیفه اش ‍ دانست ، در جنگ خندق تمامى ایمانش خواند، در نبرد خیبر قلعه گشا بود، در پیکار احد لافتایش سرود، در حدیث منزلش با هارون وصى موساى پیامبر سنجید و حدیث مدینه العلم ، دروازه دانشش نامید و بارها و بارها اسد الله ، عین الله ، خلیفه الله و سیف الله اش لقب داد و...

ادامه مطلب ...

امامت و پیشوائى امت

مراد از امامت پیشوائى دین در دنیاى مردم است و شخص پیشوا امام نامیده مى‏شود. شیعه معتقد است که پس از درگذشت پیامبر از جانب خداى متعال امامى براى مردم تعیین شود که حافظ و نگهبان معارف و احکام دین باشد و مردم را براه حق هدایت کند.

هرگز نمى‏توان باور کرد پیغمبر گرامى که بنص کتاب خدا نسبت بامت خود از همه دلسوزتر و مهربانتر بود در حکمى از احکام الهى که براى جامعه اسلامى بى تردید در درجه اول اهمیت کى باشد و عقل و فطرت سلیم بر وجوب آن حکم مى‏کند در همه مدت عمر خاموش نشیند و از بیانش صرف نظر کند.

تعیین جانشین از طرف پیغمبر

از امام نمى‏توان بى نیاز بود 

بیان پیغمبر اکرم درباره ولایت

ادامه مطلب ...

امامت از دیدگاه قرآن


قـرآن کـریـم در آیـه هـاى مـتـعددى به طرح مساءله امامت از جهات گوناگون پرداخته و زوایاى مختلف آن را مطرح نموده است . آنچه اکنون مورد نظر مى باشد امامت و ویژگیهاى امام از دیدگاه قرآن است . واژه امام به معناى جلودار و اقتداء شونده است . امـا واژه (ولى )، در لغـت بـه مـعناى سرپرست و اداره کننده امر، و به کسى گفته مى شود که بر کار کسى سرپرستى کند.

ادامه مطلب ...

ظرورت وجایگاه امامت

اخـتـلاف بـنـیـادیـن مـیـان مذاهب اسلامی در پاسخى است که به پرسش هاى زیر مى دهند:

 اوّل ایـن کـه آیـا امـامـت بـه نـصّ و نـصـب الهـى اسـت ، یـا بـه انـتـخـاب مـردم و از راه شـورا و اهل حل و عقد؟

دوم این که امام داراى چه شؤ ونى است ، گستره عملکردش تا کجاست و کدام یک از وظـایـف پـیـامـبـر اکـرم (ص )را بـرعهده دارد؟

ادامه مطلب ...

کلید قفل گناهان

حضرت امام حسن عسکرى(ع) امام یازدهم مى‏فرماید:
«
جُعِلَتْ الْخَبَائِثُ کُلُّها فی بیتٍ واحِدٍ و جُعِلَ مِفْتاحُها الْکِذْبُ؛(جامع الاخبار، ص 418)
زشتى‏ها را در خانه‏اى گذاشته‏اند و دروغ را کلید آن خانه قرار داده‏اندکسى که با دروغ سر و کارى نداشته باشد، از خطر گناهان به دور است و به نیکو کارى نزدیک مى‏باشد، ولى هنگامى که با دروغ آشنا شد، درهاى گناهان به رویش گشوده مى‏شود و در سیاه‏چالِ بدبختى خواهد افتاد و گاه چنان در آن جا مسکن خواهد گزید که بیرون شدنش بسیار دشوار خواهد بود.

ایاک نعبد و ایاک نستعین

ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنى : من به حق تعالى ، عبودیت محض دارم ، تسلیم هواى نفس نیستم ، تسلیم شیطان نیستم ، منتهاى حرکت انسان این است که به هیچ موجودى وابسته نباشد و فقط به حق تعالى وابستگى داشته باشد. آزادى نفوس وقتى است که تمام وابستگى ها به نفوس و اربابها را کنار بگذارد و فقط به خداى تعالى وابسته باشد آزادى نفوس ، عبارت از این است که از خداى تعالى استعانت جوید و از احدى جز خداى تعالى ، طلب نصرت نکند، منتهاى کمال بشر این است که این مقام را پیدا کند.
وقتى این مقام را پیدا مى کند، که راستگو باشد. در نماز امام زمان - عجل الله فرجه - تکرار
ایاک نعبد و ایاک نستعین براى این است که عروج پیدا کند ولى اگر صد تا دروغ گفتید سقوط پیدا مى کنید.
اگر کسى بخواهد از نفوس بشرى به نفوس الهى و از نفوس نارى (جهنمى ) به نفوس نورى حرکت کند و به آن برسد و به تربیتهاى الهى تربیت شود، باید به صبر و صلاه استعانت جوید. باید در برابر بلا و حوادث جهانى صابر باشد.

انتخاب جانشین به فرمان خدا(ج)

تعیین جانشینى براى رهبرى امت اسلامى از مهمترین و عمده‏ترین مسایلى بود که پیامبر اکرم در آخرین سال حیات، هنگام بازگشت از حجة‏الوداع، به همراهان خویش ابلاغ کرد.

اگر چه این اعلام عمومى، به فرمان خداوند صورت گرفت، ولى صرف نظر از جنبه آن، مى‏توانست‏حاکى از دغدغه طبیعى معمار و بنیانگذار مکتب نسبت‏به آینده امت‏باشد، این اقدام یک ضرورت اجتماعى اجتناب‏ناپذیر بود، و از انتظارات عقلاى عالم به شمار مى‏آمد و آن حضرت حتى در زمان حیات خویش از آن مهم غفلت نمى‏ورزید. او مى‏دانست که جامعه بى سرپرست مانند رمه بى‏چوپان که هر لحظه در معرض اختلاف، گسستگى و هجوم فرصت‏طلبان است. لذا هر وقت‏براى جنگ یا غزوه‏اى از مدینه خارج مى‏شد، شهر را بدون امیر و خلیفه وا نمى‏گذاشت; پس هنگامى که سفرى ابدى در پیش رو داشت، چگونه ممکن بود امت را به حال خود واگذارد. (1)

این بود که در زیر آفتاب سوزان بیابان تفتیده حجاز در میان جمعى از بزرگان اصحاب، کوشید تا رسالت‏خویش را به پایان رساند. علماى شیعه و شمارى از دانشمندان اهل سنت‏بر این باورند که سوره مائده، بویژه آیه‏67، آخرین کلامى بود که بر پیامبر(ص) نازل شد.

بسیارى از علماى اسلام معتقدند که آیه مزبور در روز هجدهم ذى‏حجه، پس از تمام شدن اعمال حجة‏الوداع در غدیر خم و قبل از آنکه پیامبر على(ع) را خلیفه خود معرفى کند، نازل شده است آنها شان نزول این آیه را انتصاب على(ع) به جانشینى پیامبر(ص) مى‏دانند. (2)

و باز هنگام حرکت‏به سوى تبوک به على(ع) فرمود: انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى; نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسى است، جز اینکه پس از من پیامبرى نخواهد بود.

پیامبر(ص) با این سخن مقام وزارت، اختصاص در دوستى، برترى بر همگان و جانشینى در زمان حیات و پس از وفاتش را براى على(ع) ثابت کرد. زیرا قرآن کریم به تحقق همه این موارد هارون گواهى مى‏دهد. (3)

1-براى آگاهى بیشتر رجوع شود به کتاب «ماجراى سقیفه‏» نوشته محمدرضا مظفر، ترجمه سید غلامرضا سعیدى، ص‏39.

2- سوره مائده، آیه‏67.

3-براى آگاهى بیشتر رجوع شود به کتابهاى «على در قرآن و حدیث‏» و «تجلى امامت‏» تالیف سید على‏اصغر ناظم‏زاده.

علی از علی می گوید

به وظیفه قیام کردم به وقتى که دیگران ناتوان شدند، خود را  آشکارنمودم آن زمان که دیگران سر در گریبان بودند، سخن گفتم هنگامى که آنان واماندند، و به نور خدا راه پیمودم وقتى که آنان دچار توقف شدند.
در آن زمان صدایم از همه پایین تر بود، ولى در پیشى گرفتن به خیر از همه برتر بودم. با عنان فضائل پرواز کردم، و جایزه مسابقه را بردم، همانند کوهى که باد شکننده آن را نجنباند، و طوفان آن را از جا نکند.
کسى نتوانسته از من عیب بگیرد، یا زبان به بدگوئیم باز کند. ضعیف در نزدم عزیز است تا حقّش را از ظالم بگیرم، و قوى نزدم ناتوان است تا حق مظلوم را از وى بستانم. مـا بـه قضـاء الهى راضـى، و تسلیم امـر او هستیم.
آیا مرا مى بینى که به رسول خدا ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ دروغ بندم؟ به خدا اول کسى هستم
که او را باور کردم، و اول کسى نخواهم بود که بر او دروغ بندم. در مسأله خلافت خود فکر کردم دیدم وجوب
اطاعت از رسول (که مرا به مدارا امر کرده بود) برعهده من است، بیعت کردم و براساس پیمان خود با نبى اسلام عمل کردم.

( ترجمه خطبه 37 نهج البلاغه)

جمهوری اسلامی ؛ آزمون تاریخی روحانیت شیعه

جمهوری اسلامی اما آزمونی تاریخی برای روحانیت شیعه محسوب می شود؛ چه اکنون روحانیت در ایران همه چیز را در اختیار دارد. در ایران امروز ارتش، سپاه، دانشگاه، صدر و ذیل حکومت و تمامی ابزار قدرت اینک در دست روحانیت است.

هر چند که صحت و سقم گزاره های فکری فی نفسه ربطی به عمل سیاستمداران معتقد به آن گزاره ها ندارد، ولی عموم مردم هیچ گاه داوری خود در باب یک نظام سیاسی را متوقف بر موشکافی زیربنای تئوریک آن نظام سیاسی نمی کنند؛ افکار عمومی حکم ایدئولوژی ها را بر اساس عملکرد حامیان و حاملان آن ایدئولوژی ها صادر می کند.

تحولات سیاسی اخیر ایران هشداری به زعمای قوم و علمای قم بود که به عنوان متولیان حکومت و مذهب، فرصت عمل خویش را پاس بدارند و مانع از آن شوند که حکومت دینی در ایران امروز به سرنوشت حکومت دینی در ایران باستان و اروپای قرون وسطی دچار شود و ملت ایران در باب حکومت علمای شیعه همان حکمی را صادر کنند که ایرانیان و اروپاییان پیشین در باب موبدان و کشیشان صادر کردند.

ادامه مطلب ...

گزیده ای از زندگانی امام دهم

امام دهم، حضرت على بن محمد الهادى- (ع)- بنا به قول مشهور در تاریخ پانزدهم ذیحجه سال 212 هجرى در حوالى مدینه متولد شدند. نام امام دهم ،"على" و کنیه آن حضرت "ابوالحسن ثالث" است ("ابوالحسن ماضى" نیز گفته شده است). مشهورترین القاب ایشان "هادى" و "نقى" است. از آنجا که ایشان و فرزندشان امام حسن عسکرى- (ع)- در محلهاى از سامرا به نام "عسکر" (یعنى لشکر و سپاه) سکونت داشتند (و در حقیقت تحت نظر بودند)، به آن دو بزرگوار لقب "عسکرى" نیز داده بودند.

"ستمگران و گردنکشان بر قله کوهها منزل گزیدند تا در امان باشند، ولى قله کوهها براى آنان سودى نداشت و پس از آن عزت و شوکت، از آن کوهها و پناهگاهاى مرتفع به پایین کشیده شدند و در گورها جاى گرفتند. چه بد منزلگاهى است آن حفره ها که در آن قرار گرفتند! پس از دفن شدن آنها، منادیى با فریاد بلند ندا داد: کجاست آن دستبندهاى زینتى و آن تاجها و لباسهاى فاخر؟ کجا هستند آن صورتهایى که در ناز و نعمت مىزیستند و در مقابل آنها پرده هاى نازک مى آویختند؟ قبور آنان بروشنى پاسخ این سؤالات را آشکار کرد: اکنون کرمها بر آن صورتها مىلولند. مدت زمان مدیدى بود که مىخوردند و مىنوشیدند و امروز پس از آن خوردنهاى بسیار، خودشان خوراک کرمها شده اند."

ادامه مطلب ...

اسیرچلوکباب!


نماز براى این است که شما را پرواز دهد. چه کنیم که مى گویید: ما این جا مى خواهیم مشغول چلوکبابمان باشیم ! تو بالاتر از این حرفها هستى که اسیر چلوکباب باشى ! تو باید از این پروازى که انبیا و اولیا و اوصیا و صلحا دارند، سهمى داشته باشى . گمان نکن که آن پرواز اختصاص به آنها دارد! ما هم اگر بنده خالص خدا شویم ، دست از تشریفات برداریم ، دست از شرکمان برداریم و دست از این بت پرستى برداریم ، مى توانیم از این پرواز سهمى داشته باشیم . گمان نکنید فقط اهل مکه بت پرست بودند. ما هم اگر بندگى هوس وهوس را بکنیم ، بت پرستیم منتها بت ما، هوى و هوس ماست .

مبارزه با دروغ

اگر کسی اعتقاد به خدا و رسول، و ایمان به روز جزاداشته باشد، باید از دروغ اجتناب کند و خود را از آن نگهدارد.  راه خلاصى از آن، این است که: پیوسته آیات و اخبارى که در مذمت آن‏رسیده در پیش نظر خود داشته‏باشد و بداند که: دروغ گفتن، باعث هلاکت ابدى و عذاب اخروى است.پس از آن، ملاحظه نماید که هر دروغگویى ازنظرها ساقط، ودر دیده‏ها خوار و بى‏اعتبار، و احدى اعتناء به سخن او نمى‏کند، و پست و ذلیل و خوارمى‏ باشد.

راستى کن که راستان رستند

در جهان راستان قوى دستند

شفاعت

علت این که از حضرات معصومین (علیهماالسلام ) و بزرگان و اولیاى دینى درخواست و التماس دعا داریم وبه زیارت مزارهای شریف شان می رویم ، برای این است که آنان   ارتباط عمیق و نزدیک با خداوند دارند ، اگرچه خداوند بزرگ به همه انسان ها نزدیک است . اما افراد عادى که توجهى به امور دینى و الهى ندارند، و در مسایل دنیوى غرق مى شوند، استعداد و قواى خود را در جهت ارتباط با خداوند تضعیف مى کنند، به همین جهت ، نمى توانند خواست خود را در نزد خداوند مطرح نمایند. لذا به بزرگان دین متوسل مى شوند. اما باید توجه داشت ، که این کار نباید تبدیل به شرک شود، زیرا بر اساس آیات صریح قرآن کریم ، همه انسان ها بنده و محتاج به خداوند هستند. و هیچ شفاعتى پذیرفته نیست ، مگر آن که خداوند بخواهد و اراده کند. آن بزرگواران هم که صاحب مقام غیر قابل تصورى در نزد خداوند مى باشند. همه ، بنده خداوند محسوب مى شوند. پس مؤ منان باید در وهله نخست تقاضا و رازونیاز خود را با خداوند انجام دهند. و اگر هم به آنان رجوع کردند، باید از آن بزرگواران بخواهند که در نزد خداوند خواست آنان را طرح کنند .شاید به خاطر مقام آنان ، اجابت گردد.

همه نورانی اند

در وجود تمام انسان ها هاله هایى از نور هست که خداوند به آنها عطا فرموده است . اما این هاله در اثر فعالیت هاى منفى و اعمال زشت حذف و ناپدید مى شود، به عکس ‍ با انجام اعمال نیک و عبادات این هاله تقویت مى شود. مردم جهان از دیرباز به وجود این هاله پى برده بودند. چنان که در تصویر عارفان و پیامبران و ائمه این هاله را ترسیم مى کرده اند، اما از ماهیت و چگونگى عمل آن بى اطلاع بودند. برخى افراد با عنایات ویژه خداوند و تلاش در جهت اعمال نیکو و عبادت این نور را تقویت مى کند و به تدریج به مرحله اى مى رسند که دیگر نور بر جسم آنها غلبه مى کند.

تمسخر کتاب خدا !


اصل برجسته و هدف غایی نزول قرآن و تعلم و قرائت وهمچنین تدبر در آن همه و همه برای عمل است چنانکه خداوند می‌فرماید: «هذا الکتاب انزلناه مبارکاً فاتبعوه». *این کتاب را مبارک نازل نمودیم پس، از آن تبعیت نمائید...و لذا کسانی که به قرآن عمل نمی‌کنند و تنها به قرائت آن اکتفاء می‌کنند، در واقع به شان و مقام والایش بی‌احترامی کرده اند.ا امام صادق (ع) درباره نتیجه کارچنین افرادی می‌فرماید: «رب تالی القرآن و القرآن یلعنه». **چه بسا تلاوت کنندة قرآن که قرآن لعنتش می‌کند... وقتی از حضرت سئوال شد آنان کیانند فرمود کسانی که قرآن را می‌خوانند اما به آن عمل نمی‌کنند به تعبیر امام صادق (ع) قرائت قرآن بدون عمل به آن بمثابه تمسخر نسبت به آیات آن است چنانکه می‌فرماید: «من قراء القرآن من هذه الامه ثم دخل النار فهو ممن کان یتخذ بآیات الله هزوا».  ***کسی که قرآن رابخواندولی به آن عمل نکندبه آتش دوزخ دچار خواهد شد چرا که گوئی در دنیا به تمسخر قرآن مشغول بوده است.

 *سورة انعام آیة 155.
*بحارالانوارجلد11ص223
 ***جامع‌الاخبار ص 56.

چرا عروج نمی کنیم ؟


نماز جاذب نفوس انسانى است . نماز معراج مؤ من است و این معراجیت نماز، معراجیت واقعى است . ولى چرا نفوس عروج پیدا نمى کنند، چرا به سوى الله حرکت نمى کنند، چرا به خداى تعالى تقرب پیدا نمى کنند، چگونه است که هم نماز مى خواند، هم قلدرى ، سفاکى و سبعیت مى کند! این ، براى این است که نمازش صادقانه نیست . اگرنماز صادقانه بود، عروج دارد، دروغ بافى ، آدم را به جایى نمى رساند.